Language
English
عربي
Tiếng Việt
русский
français
español
日本語
한글
Deutsch
हिन्दी
简体中文
繁體中文
API
Home
How To Use
Language
English
عربي
Tiếng Việt
русский
français
español
日本語
한글
Deutsch
हिन्दी
简体中文
繁體中文
Home
Detail
@konyirupo:
konyi rupo
Open In TikTok:
Region: IQ
Tuesday 01 September 2026 12:20:59 GMT
0
0
0
0
Music
Download
No Watermark .mp4 (
0MB
)
No Watermark(HD) .mp4 (
0MB
)
Watermark .mp4 (
0MB
)
Music .mp3
Comments
There are no more comments for this video.
To see more videos from user @konyirupo, please go to the Tikwm homepage.
Other Videos
The chinese painting style fits guys as well! 😁 #chinesepaintingtattoo #bambootattoo #tattoosleeve #freehandtattoo #fy #sleevetattoo
Replying to @MUHAMAD S.A.W hii ni clip imeshootiwa 2021, ni hesabie kuna magorofa makubwa mangapi, kabla ya yote ghorofa kubwa inatakiwa iwe na floor ngapi, hiki ni kipinde kidogo tu baadae ntakufatuia clip ya 2026
Entra al live ➡️ #ASMR #fyp #parati #asmrtiktoks #litchiglimmer
#رمان_تیز_تر_از_شمشیر #رمان_عاشقانه #دارک_رومنس پارت 37 پارت هدیه 🎁🎁 در عرشه رو باز کردم باد سرد مستقیم خورد توی صورتم و موهام رو به هم ریخت چشمهام رو بستم و یه نفس عمیق کشیدم صدای موجها، بوی دریا و هوای سرد... همین چیزها همیشه آرومم میکرد آروم جلو رفتم و به نردهها تکیه دادم نگاهم رو به دریا دوختم برای چند لحظه همهچیز از ذهنم بیرون رفت مأموریت مدارک اتاق اون مرد همهشون رو فراموش کردم اما چند ثانیه بعد، حضور یه نفر رو کنارم حس کردم سرم رو چرخوندم یه مرد چند قدم اونطرفتر به نردهها تکیه داده بود اول بیتفاوت از کنارش گذشتم ولی وقتی نور چراغهای عرشه روی صورتش افتاد، خشکم زد چشمهام گرد شد اون همون مردی بود که توی مهمونی دیده بودم همون نگاه سرد همون صورت بیاحساس همون آدمی که وقتی وارد عمارت شده بود، همه براش کنار رفته بودن جیسون باورم نمیشد اینجا باشه آروم نگاش کردم اون انگار از حضور من خبر داشت، ولی هیچ واکنشی نشون نمیداد دوباره نگاهم رو به دریا برگردوندم سعی کردم خودم رو بیتفاوت نشون بدم ولی نمیتونستم حضورش زیادی سنگین بود بالاخره برگشتم سمتش _تو اینجا چیکار میکنی آروم سرش رو به سمتم چرخوند همون نگاه سردش مستقیم روی صورتم نشست جوابی نداد اخمم بیشتر شد _با توام هنوز ساکت بود چند قدم از نرده فاصله گرفتم ولی همون لحظه کشتی با موج شدیدی تکون خورد تعادلم به هم خورد دستم رو سریع به نرده گرفتم اما پایم سر خورد بدنم به سمت بیرون خم شد و قبل از اینکه سقوط کنم، دستی محکم دور کمرم پیچید نفسم بند اومد کمرم روی نردهها خم شده بود موجها درست زیر پامون با شدت به بدنه کشتی میکوبیدن دستم رو محکم به نرده گرفتم با ترس به پایین نگاه کردم _اگه رهام کنی میمیرم صدای خندهی کوتاهش رو شنیدم دستش محکمتر دور کمرم موند بعد موهام رو از پشت گرفت صدای بمش درست کنار گوشم پیچید _میدونم... به خاطر همینه که رهات نمیکنم
miss You Abu#abu #Ai #viral #foryou
About
Robot
API
Legal
Privacy Policy