@anmoltimsina2: Aegend Men's Genuine Leather Motorcycle Gloves for Adults - 360-Degree Full-Hand Touch Screen, 8-10 Thermal Cashmere Lining, Windproof, Soft Touch, Excellent Stitching, Winter Sports & Outdoor Accessories, Classic Look, Husband Gift (Lambskin Option)#@Aegend#foryoupageofficiall #foryou

anmoltimsina2
anmoltimsina2
Open In TikTok:
Region: US
Saturday 31 October 2026 14:56:33 GMT
262
21
8
0

Music

Download

Comments

bhattarairam447
DilliRam Bhattarai :
so nice
2026-11-01 14:35:03
0
harikarki082
HARI.KARKI :
Nice
2026-11-02 05:05:13
0
teekaatimsina
Tika Adhikari Timsina :
Wow
2026-10-31 16:19:22
0
mayaluu639
Maya🦋 :
Nice
2026-10-31 19:26:11
0
tilabhandari39
Tila :
Wow
2026-10-31 16:44:18
0
ambika23305
Ambi Ka233 :
wow
2026-10-31 15:30:15
0
teekaatimsina
Tika Adhikari Timsina :
❤️❤️
2026-10-31 16:19:16
0
nsu161
NSU ❤️ :
🥰🥰🥰
2026-11-01 14:18:17
0
To see more videos from user @anmoltimsina2, please go to the Tikwm homepage.

Other Videos

🤍👇🏻آواز؛@shafiq.jeyhoon21  شعر؛ امید پرهام دیگر یاری چو من نیابی  یابی؛ ولیکن مرا نیابی دل سپردن به کسی که از حقیقت عشق جز نامی نمی‌داند و میان حرمت محبت و تمنای هوس تمایزی قائل نیست، چه دشوار و جان‌فرساست. چه اندوه‌بار است که آدمی آرامش خویش را به دست کسی بسپارد که خود، معنای آرامش را نمی‌شناسد. استدعامندم خداوند، حرمت دل‌های شکسته را از یاد هیچ‌کس نبرد و هر آن‌که آرامش از جان دیگری می‌رباید، روزی با حقیقت کردار خویش روبه‌رو سازد. جیحون عزیزم! از احساس ژرف، طنین گرم و اجرای دلنشین‌ات صمیمانه سپاسگزارم. بار دیگر، واژه‌هایی را که از خلوت اندیشه و اعماق احساس برخاسته بودند، با چنان ظرافتی به نغمه درآوردی که انگار نه شعر مرا، بلکه روایت ناگفته‌ی جانم را بازخواندی. چه موهبتی‌ست که آدمی گاه حنجره‌ای دیگر می‌یابد تا آنچه را در خلوت خویش تاب گفتن‌اش را ندارد، به گوش جهان برساند. تو برای من تنها راوی چند دوبیتی نیستی؛ گاه امانت‌دار فریادی هستی که در سینه‌ام محبوس مانده است. به هر منوال، مهنا و تن‌ومند باشی یارجان! با همان صدایی که به سکوت واژه‌ها جان می‌بخشد. __________~<(~~^••^~~)>~_________ مرا پروانه‌ات گردان، بسوزان بیا دیوانه‌ات گردان، بسوزان چه می‌خواهی از این عاشق تو ای گل؟ بیا دردانه‌ات گردان، بسوزان چه وعده‌ها که تو نامرد دادی   امیدی را که بر این مرد دادی  خوشی دادم، خوشی دادم برایت برایم درد دادی، درد دادی! قیامت کرده‌ای شام و سحر را و  کردی تیره عمر یك پسر را دعا کردم، دعا ای کاش! ای کاش! دهد کیفر خدا تو بی‌پدر را همان روزی که تو پیغام دادی هزاران طعنه و دشنام دادی به وقت رفتن‌ات یادت نمانده؟ کنایه‌ها که بر پرهام دادی به کیسه هیچ سیم و زر ندارم که حالا در برم دلبر ندارم برایم درس خوبی داد، دیگر به عشق و عاشقی باور ندارم الهی کاش چشمی تر نباشد پسر هم دور از مادر نباشد اگر از یار حرفی خلط سازم! چو مهسا، دلبری دیگر نباشد امید پرهام 01.11.2026 18:06 آلمان
🤍👇🏻آواز؛@shafiq.jeyhoon21 شعر؛ امید پرهام دیگر یاری چو من نیابی یابی؛ ولیکن مرا نیابی دل سپردن به کسی که از حقیقت عشق جز نامی نمی‌داند و میان حرمت محبت و تمنای هوس تمایزی قائل نیست، چه دشوار و جان‌فرساست. چه اندوه‌بار است که آدمی آرامش خویش را به دست کسی بسپارد که خود، معنای آرامش را نمی‌شناسد. استدعامندم خداوند، حرمت دل‌های شکسته را از یاد هیچ‌کس نبرد و هر آن‌که آرامش از جان دیگری می‌رباید، روزی با حقیقت کردار خویش روبه‌رو سازد. جیحون عزیزم! از احساس ژرف، طنین گرم و اجرای دلنشین‌ات صمیمانه سپاسگزارم. بار دیگر، واژه‌هایی را که از خلوت اندیشه و اعماق احساس برخاسته بودند، با چنان ظرافتی به نغمه درآوردی که انگار نه شعر مرا، بلکه روایت ناگفته‌ی جانم را بازخواندی. چه موهبتی‌ست که آدمی گاه حنجره‌ای دیگر می‌یابد تا آنچه را در خلوت خویش تاب گفتن‌اش را ندارد، به گوش جهان برساند. تو برای من تنها راوی چند دوبیتی نیستی؛ گاه امانت‌دار فریادی هستی که در سینه‌ام محبوس مانده است. به هر منوال، مهنا و تن‌ومند باشی یارجان! با همان صدایی که به سکوت واژه‌ها جان می‌بخشد. __________~<(~~^••^~~)>~_________ مرا پروانه‌ات گردان، بسوزان بیا دیوانه‌ات گردان، بسوزان چه می‌خواهی از این عاشق تو ای گل؟ بیا دردانه‌ات گردان، بسوزان چه وعده‌ها که تو نامرد دادی امیدی را که بر این مرد دادی خوشی دادم، خوشی دادم برایت برایم درد دادی، درد دادی! قیامت کرده‌ای شام و سحر را و کردی تیره عمر یك پسر را دعا کردم، دعا ای کاش! ای کاش! دهد کیفر خدا تو بی‌پدر را همان روزی که تو پیغام دادی هزاران طعنه و دشنام دادی به وقت رفتن‌ات یادت نمانده؟ کنایه‌ها که بر پرهام دادی به کیسه هیچ سیم و زر ندارم که حالا در برم دلبر ندارم برایم درس خوبی داد، دیگر به عشق و عاشقی باور ندارم الهی کاش چشمی تر نباشد پسر هم دور از مادر نباشد اگر از یار حرفی خلط سازم! چو مهسا، دلبری دیگر نباشد امید پرهام 01.11.2026 18:06 آلمان

About